محکوم به گناه
مطالب رمانتیک وعاشقانه
ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت مانند مرده اي متحـــرک شدم بيــــــا میخواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت دنيا که هيچ، جرعهي آبي که خوردهام مولا! شمار درد دلم بي نهايت است تا کي غروب جمعه ببينم که مادرم كاش خداوند سه چيز را نمي آفريد: اول عشق،دوم غرور،سوم دروغ زيراانسانهامجبورنميشدند به خاطرعشق ازروي غروردروغ بگويند. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
نظرات شما عزیزان:
دست مرا بگير که آب از سرم گذشــت
بي تو تمام زندگيام در عدم گذشت
از راه حلق تشنهي من مثل سم گذشت
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
يک گوشه بغض کرده، که اين جمعه هم گذشت
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |